سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال امام موسی کاظم علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : محمدحسن بیات لو
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قالب شعر : غزل

خـدایـا آرزو دارم بـبـیـنـم بچـه‌هـایـم را            در این‌ خلوت اجابت‌‌ کن دوباره‌ ربّنایم را

ندارد فرق چندانی‌ برایم روز و شب دیگر            از این رو که نمی‌بینم رُخ ماهِ رضایم را


دلم تنگ‌ است می‌خواهم کنار دخترم‌ باشم            چه می‌شد باز بر دوشم بیاندازد عبایم را

نشد امروز دستم‌ را بگیرد گرم در دستش            ولی یک‌ روز می‌گیرد غریبانه عزایم را

دعا کردم برای‌ حال زندانبان ولی‌ افسوس            تلافی کرد با شـلاّق هـمـواره دعـایم را

بلائی بر سرم آورد این‌ جا سِندی نامرد            که‌ جز مُردن نمی‌بینم در این دنیا شفایم را

ندارد روزنی زندان، امان‌ از دست زندانبان            که با زنجیرِ غم بسته گلوی بی‌صدایم را

ندارم قوتی حتی که برخیزم به روی پا            فشار ضربۀ پایی شکـسـته ساقِ پایم را

غریب‌ و‌ تشنه و زخمی‌ به‌فکر همسر و فرزند            بیا‌ مادر! بیا مـادر! بـبـینی کـربـلایم را

نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن مطالب حذف شد زیرا بر اساس روایت شیخ صدوق، شیخ مفید و دیگران  کمال الدین ج ۱ ص ۳۷؛ شیخ صدوق عیون اخبار الرضا ج ۱ ص ۹۱؛ ارشاد شیخ مفید ج ۲ ص ۳۰۲، الغیبه شیخ طوسی ص ۳۱، عمدة الطالب ص ۱۸۵، بحارالانوار ج ۴۸ ص ۲۳۴، منتهی الامال ص ۱۵۳۹) سندی ملعون علیرغم غل و زنجیر کردن حضرت به گونه ای عمل کرده و زهر به امام خورانیده بود که همه فکر کنند امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند و حتی برای این کار افرادی را حاضر می کرد و با مشاهدۀ بدن حضرت که آثار جراحتی بر آن نبود شهادت می دادند که موسی بن جعفر به مرگ طبیعی از دنیا رفته است؛ البته عبارت ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ در صلوات خاصه حضرت آمده که به معنی ساق کوفته شده با حلقه های آهن است نه اینکه پای حضرت شکسته باشد؛ البته بواسطه این حلقه های زنجیر و ... حضرت مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.



ندارم قوتی حتی که برخیزم به روی پا            فشار ضربۀ پایی شکـسـته ساقِ پایم را